پرورش کودکان دوزبانه: زنده نگه داشتن دری و هزارگی در خانه‌ای انگلیسی‌زبان

لحظه‌ای آرام و پرمهر وجود دارد که بسیاری از والدین افغان در استرالیا خوب می‌شناسند. فرزندتان به سوی شما می‌چرخد، چشمانش برق می‌زند و سوالی را به انگلیسی بی‌نقص می‌پرسد. شما هر واژه را می‌فهمید، اما دلتان به دری یا هزارگی زمزمه می‌کند و آرزو دارد که روزی با همان زبان پاسخ شما را بدهد.

پرورش کودکان دوزبانه در دنیایی که انگلیسی غالب است، می‌تواند مانند نگه داشتن آب در دستانتان باشد — سعی می‌کنید نگهش دارید، اما بسیاری از آن از لای انگشتانتان می‌لغزد. با این حال، هر قطره زبانی که به فرزندانمان می‌دهیم، چیزی عمیق در وجودشان می‌کارد. این تنها درباره واژگان و دستور زبان نیست. این درباره تعلق، خاطره و گرمای صدای مادربزرگ و پدربزرگ است.

ایجاد خانه‌ای سرشار از زبان

برای خانواده‌هایی که به دری، و به‌ویژه گویش آهنگین هزارگی صحبت می‌کنند، زندگی روزمره پر از فرصت‌های کوچک برای زنده نگه داشتن زبان است. این کار نیازی به دستور زبان بی‌نقص یا درس‌های رسمی ندارد. اغلب، لحظه‌های برنامه‌ریزی‌نشده هستند که عمیق‌ترین اثر را می‌گذارند.

رسوم کوچک روزانه تفاوت بزرگی ایجاد می‌کنند. چند جمله که هنگام غذا گفته می‌شود. قصه‌ای عامیانه که هنگام خواب تعریف می‌شود، حتی اگر وقتی واژه‌ای را فراموش می‌کنید، انگلیسی را با آن بیامیزید. خواندن لالایی هزارگی در حالی که سر خواب‌آلود کودکی را نوازش می‌کنید. تماس‌های تصویری با خویشاوندان، جایی که کودکان ریتم طبیعی زبان را می‌شنوند که میان بزرگسالان جریان دارد. این‌ها نخ‌هایی هستند که زبان را در هویت کودک می‌بافند.

سخنی هست که نسل‌ها در میان گویشوران دری و هزارگی سفر کرده است:

زبان مادری، زبان دل است.

(Zabān-e mādarī, zabān-e del ast.)

این سخن به ما یادآوری می‌کند که نخستین واژگانی که در کودکی می‌شنویم — لالایی‌ها، شوخی‌های آرام، واژه‌های محبت‌آمیز — احساس کردن و عشق ورزیدن ما را شکل می‌دهند. وقتی با فرزندانمان به زبان مادری صحبت می‌کنیم، مستقیماً با دل‌هایشان سخن می‌گوییم.

لحظه‌های کوچک، تأثیر بزرگ

ممکن است فشاری آرام بر والدین باشد — نگرانی از این که اگر زبان را کامل آموزش ندهیم، شکست خورده‌ایم. اما کودکان نیازی به بی‌نقصی ندارند. آن‌ها به حضور نیاز دارند. باید ببینند که دری یا هزارگی تنها یک «پروژه میراثی» نیست، بلکه بخشی زنده و جاری از هویت خانوادگی‌تان است.

وقتی کودکی می‌شنود که با دوستی به زبان مادری می‌خندید، یا می‌بیند که چشمانتان هنگام خواندن بیتی از حفظ نرم می‌شود، پیامی فراتر از واژگان را دریافت می‌کند: این زبان اهمیت دارد و عشق را با خود دارد.

هدف، تسلط در یک نمره امتحانی نیست. هدف این است که روزی بتوانند به فرزندان خود، با صدایی سرشار از احساس بگویند: «بیا، قند من». این هدیه درک داستان‌هایی است که پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان را شکل داده و آرامش دانستن این که به چیزی بزرگتر از خود تعلق دارند.

پس، چه فرزندتان تنها چند واژه بداند یا با خوشحالی به ترکیبی از هزارگی، دری و انگلیسی گپ بزند، هر صدایی که به زبان مادری از دهانشان خارج می‌شود، یک پیروزی است. بگذارید آشفته باشد. بگذارید ملایم باشد. بگذارید از دل برآمده باشد.

و دفعه بعد که آن سوال انگلیسی را شنیدید و دلتان با آرزوی پاسخی به دری لبریز شد، به یاد داشته باشید: شما تنها زبان آموزش نمی‌دهید. شما خانه‌ای را منتقل می‌کنید.

Leave a comment

Subscribe for the updates!

Subscribe for the updates!

Subscribe for the updates!